گفتگوها با دوستان اهل اقلم و اندیشه از ملل مختلف
از مدتها پیش با دوستانی از سایر ملل که اکثرا اندیشمند و صاحب تفکر و اهل قلم هستند یک گروه مکاتبه‌ای تشکل داده و به گفتگو می‌پردازیم. این گفتگوها فارق از جناح‌بندیهای سیاسی و یا حتی در سطح جهانی است. در این جمع دوستانی حضور دارند که ممکن است طرفدار غرب یا شرق و یا حتی امتگرا و ناسیونالیست و ...باشند.
از روز گذشته و پس از حمله آمریکا به ونزوئلا دوری جدید از گفتگوها شکل گرفته است و شاید از معدود دفعاتی باشد که همه در یک امر همنظر هستند. حتی کسانی که همواره مواضع تند ضد روسی داشته‌ند اذعان می‌کردند کاری که بایدن با شعله ورکردن جنگ اوکراین کرد، ترامپ به شکل بسیار خطرناکتری ادامه می‌دهد و این حرکت باید متوقف شود وگرنه بشریت روزهای بسیار سخت‌تر و خون‌آلودی را تجربه خواهد کرد.
از دل این گفتگوها، یک گزاره با قاطعیت بیرون می‌آید: اکثریت قریب به یقین معتقدند دنیای ما روزهای بسیار سختی را پیش رو خواهد داشت.
خود من نیز بر این باورم و عمیقاً نگرانم. بشریت برای دستیابی به همین صلح نیم‌بند کنونی، بسیار بیش از آنچه که می‌شد تصور کرد خون داده و در کارنامه‌اش، جنایت و جنگ بسیار فراتر از هر توجیه خوشبینانه‌ای ثبت شده است.

نگاه ضد تمدنی و سودمحور و شرورانه ترامپ
با مرورسیاست‌های دوره پیشین ترامپ و تکرار افراطی‌تر آن در دوره کنونی، به وضوح می‌توان گفت وزنه اصلی ناامنی و فجایع آینده (که من آنها را نزدیک و اجتناب‌ناپذیر می‌بینم)  آمریکا خواهد بود. رفتار و سخنان رئیس‌ دولت کنونی آمریکا گویای این واقعیت است که او عامدانه می‌خواهد ساختارهای چندجانبه جهانی را نابود ساخته و برای دنیا دو راه بیش‌تر پیش روی نمی‌گذارد:
1. منافع ملی خود را قربانی منافع من، حزبم و کشورم کنید.
2. وارد لیست تحریم یا «محور شرارت» شوید.

نخستین راهکار منطقی
شاید راهکار عاقلانه برای برون‌رفت از این منجلاب، ایجاد یک سازمان بین‌المللی  دموکراتیک باشد. جایی که همه ملت‌ها حقوقی یکسان داشته باشند، لابی‌گری فاحش و شورای امنیت کنونی در آن جایی نداشته باشد و شورای امنیت احتمالیش، خود به عامل اصلی ناامنی جهانی تبدیل نشود.
اما این آرزوی محال طی هفتاد سال گذشته آنقدر دور از دسترس بوده است که سخن گفتن در موردش نیز کاری عبث و بیهوده به نظر می‌رسد. لذا معتقدم منطق در آینده نزدیک جامعه بشری حداقل در یک اجماع و سازمانی جهانی، جایگاهی نخواهد داشت.
با توجه به آنچه از رویکرد آمریکا و تصمیمات ترامپ گفته شد و همچنین دور از دسترس قراردادشتن یک سازمان ملل بدون لابی و با حق رای مساوی همه ملل، پرسشی تازه مطرح است و آن این که واکنش جهان چیست؛ آیا آسیا و اروپا و آفریقا می‌تواند این وضعت را تحمل کند؟

آسیا، خاستگاه تمدن و سابقه پایداری
فارغ از تصمیمات معامله‌محور بسیاری از دولت‌های آسیایی، پاسخ مردمان این قاره قطعاً منفی است. به زودی شاهد همگامی حتی دولت‌های مطلوب از نظر آمریکا با ملت‌های خود خواهیم بود. آسیا، مردمانی ریشه‌دار و متعلق به تمدن‌های کهن دارد که ذاتاً با زورگویی مخالفند. همین روحیه و فرهنگ موجب شده علی‌رغم یک قرن کوشش، امریکن لایف استایل «American Lifestyle» با پذیرش برخی مظاهر سطحی‌اش، در ژرفای جامعه پس زده شود.
لازم به ذکر است که اخیرا مقاومت‌ها و مخالفت‌ها در برابر ترامپ فاحش بوده و در مواردی مانند مخالفت هند با خواست آمریکا و اینکه مواضع این کشور به صراحت در سطح بین الملل معکس شده است، باید نگاهی کالبدشکافانه به موضوع داشت.
این موضوع حداقل در کوتاه مدت به اتفاقی که سالها پیش برای ماهاتیر محمد و دولتش و اقتصاد مالزی افتاد برمی‌گردد. با سقوط اقتصاد مالزی به مثابه زنگ خطر، هشداری برای ملت‌ها و دولتها صادر شد و آنها را واداشت که به صورت خاموش و گاه حتی محتاطانه موضوع دوره پس از دوستی با آمریکا و تضاد منافع را در امور اصلاحی سیاسی و اقتصادی خود قرار بدهند.

اعتراضات در اروپا علیه ترامپ و آمریکا
اعتراضات در اروپا (فرانگفورت) علیه ترامپ و آمریکا یورونیوز

آفریقا و حافظه پردرد و تنی زخمی از استعمار
در مورد آفریقای استعمار زده، باید گفت که قبلا با فجیع‌ترین و دردناکترین شکل ممکن، طعم تلخ استعمار و استثمار را چشیده‌اند و در حافظه تاریخی خود به یاد سپرده‌اند.به نحوی که حتی امروز هم در فرهنگ عامه و یا فولکلور آنها سرودها و مراسم و لالایی‌های ضد استعماری به چشم می‌خورد.
پرسش این است که آیا همچنان دولتهایی که با کمک لابیهای آمریکایی روی کار می‌آیند می‌توانند رفتار ترامپ و آمریکا را برای ملتشان توجیه کنند و یا اینکه صدای لابیهای شرقی و به خصوص چینی و روسی بیشتر به گوش خواهد رسید!؟ این احتمال که رفتار و رویکرد تازه آمریکا مقبولیتی در آفریقا بیابد را هم بسیار بعید می‌دانم!


مخالفت‌های مردمی با تجاوز آمریکا به ونزوئلا نیوزویک

اروپا، بدهکار تاریخی که صبرش به سر آمده
در مورد اروپا شرایط کمی فرق می‌کند، جنگ دوم جهانی و همراهی آمریکا با آنها و بدهکار شدن ایشان به آمریکا چه در حافظه تاریخی و چه در بانکهای این کشور (این یکی موضوعی جداگانه است) موجب شده که در حدود یک قرن گذشته خرده فرمایشات و طلبکاری‌ها و گاه حتی زورگویی‌های فاحش آمریکا را تحمل کنند. اما با توجه به شرایط موجود بعید می‌دانم حتی مردم شمال اروپا هم بتوانند این وضعیت را بیش از این تحمل کنند چرا که کمابیش داریم این مخالفت‌ها را در بین توده‌های مردم و اعتراضات آنها می‌بینیم. آنها معتقدند به اندازه کافی و حتی بیش از آنچه توان داشتند برای جنگ بایدن در اوکراین هزینه داده‌اند و امروز نمی‌خواهند برای جنگ‌ها و مطامع حزبی و سیاسی و فراقانونی ترامپ هم هزینه بدهند (نقل به مضمون دوست سوئدی من، مقیم لندن) و تجربه شخصی من نشان داده که این موضع‌گیری‌ها علی‌رغم القائاتی که رسانه‌های جریان اصلی و وابسته به قدرت برای سایر ملل یا به اصلاح خودشان جنوب جهانی پرومت می‌کنند در حال  افزایش است،

سخن پایانی
امروز و با توجه به اعتراضاتی که در اروپا و آمریکای لاتین در جریان است، می‌بینیم که توجیهات نخ نمای رسانه‌های آمریکا دیگر حتی مردم اروپا و خود آن کشور را هم قانع نمی‌کند. هرچند که در اظهارات چند ماه گذشته ترامپ یا اعضای دولتش به طور ضمنی بر زیاده‌خواهی‌ها و غیر قانونی بودن رفتار خود (حتی در همین چهارچوب رنگ و رو رفته و پوسیده سازمان ملل) اذعان داشته‌اند.

یاور.م