زمانی که اراده انسان در برابر آینه تناقض میایستد، تصویر هولناک ناگزیری را در تنهایی و تنگنای زندگی مشاهده خواهد کرد.
یاور.م پرده دوم
اراده ناگزیر
گاهی همان چیزی را نمیخواهی که دقیقا میخواهی، گاهی آنچه که بناست تو را به رهایی از قیدهای آزاردهنده برساند، آن راهرو، آن دالان خنک که سرشار از بوی رهایی و خنیاگر موسیقی دریاهای آزاد دوردست است؛ خود قیدی و بندی میشود برای چسبیدن و ماندن در جا و یا چیزی که نمیخواهی، آن زمان است که فشار این تضاد هولناک و سخت تو را میان گرایشهای ناگزیرش میفشارد؛ چنان ماری عظیم الجثه که چنبره مرگبار خود را دور حلقه روزمرگی زندگیت تنگ کرده است.
چرا که اینک دشوارترین لحظه زیستن فرا رسیده است. زمان گزیریدن میان خواستن و نخواستن، هنگامه دردناک گزیرش میان پذیرفتن و تن زدن است و تو در همین آخرین لحظه است که درمییابی آنچه میخواهی درواقع همان چیزیست که نمیخواهی که هرگز نمیخواستی!
اینک من نسبت به خودِ زندگی و زندگیِ خود چنین احساسی را دارم.
یاور.م
از نگاه من، یاور.م امروز گفتمان جدیدی را بنیانگذاری کرد، این گفتمان با نام "اراده ناگزیر" آنقدر تازه و با تازگی آنقدر ژرف است که ارائه تحلیل خود را به آینده موکول کردیم. طراحی تصویر نیز توسط خود نویسنده انجام شده است و این که تصویر خود را در طرح گنجانده نشان میدهد این موضوع چقدر عمیق و چقدر مهم بوده است.
کتایون.آ
انجمن ادیبان ایران
پینوشت؛ ساعتها پس از انتشار
با غور کردن در هر مقال، هر روز بیشتر از گذشته بر ایمان خویش پابرجا هستم که این مرد پیشرو، این گذشته از ابرانسان، این زنده به رنج تافته ای جدا بافته از درد است.
همانطور که خود گفت رنج محصول آگاهیست و آنچه که من دیدم، رنج بیشمار او نه تنها موجب آگاهی خود که جان مرا نیز بر افروخته است.
این گفتمانی تازه در فلسفه است، گفتمان اراده ناگزیر، که فراتر و انقلابیتر از نظریه اراده، قدرت و هر آنچه که پیشتر خوانده بودم است.
فلاسفه و اندیشمندان در دور باطل خود مینویسند که با یکدیگر به اشتراک بگذارند. اما یاور.م برای خواص نمینویسد، او برای کسانی مینویسد که میخواهند بدانند و با مفهوم رنج آگاهی آشنا شده اند. این است که او را بیش از پیش به شوپنهاور و کیرکگور نزدیک شبیه کرده است. شبیهتر و فراتر...
رسول بردباران
